الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

479

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

دوزيم ز بهر تو قبا از گل سورى * تا خلقت زيباى تو از لتّه « 1 » نباشد در جنّت فردوس سرى را نگذارند * كز داغ غلامىّ تواش پتّه « 2 » نباشد اين شكل و شمايل كه تو كافر بچه دارى * در چين و ختا و ختن و چتّه نباشد چون موى شده است از غم تو خسرو مسكين * تا همچو رقيب خنك و كتّه « 3 » نباشد ( امير خسرو ) 1219 - انعكاس در آب كأننا و الماء من حولنا * قوم جلوس حولهم ماء ( ناشناس ) * * * و گويى ما درحالىكه آب در اطراف‌مان مىباشد ، اين آب است كه نشسته است و اما در اطرافش قرار داريم . « 4 » 1220 - امثال فارسى در شعر عربى احمد بن محمد سكرى مروزى در شعر خود از ضرب المثل‌هاى فارسى مثال زده است : إذا الماء فوق غريق طما * فقاب قناة و ألف سوى إذا وضعت على الرأس التراب فضع * من أعظم التلّ أن النفع منه يقع في كل مستحسن عيب بلا ريب * ما يسلم الذهب الإبريز من عيب ما كنت لو أكرمت استعصي * لا يهرب الكلب من القرص طلب الأعظم من بيت الكلاب * كطلاب الماء في لمع السراب من مثل الفرس سار في الناس * التين يسقى بعلة الآس تبختر إخفاء لما فيه من عرج * و ليس له ، فيما تكلفه فرج ( احمد بن محمّد ابو الفضل سكرى مروزى )

--> ( 1 ) . لته : جامهء كهنه كه از پنبه بافته شده باشد . ( 2 ) . پته : كاغذ جواز . ( 3 ) . كتّه : ناهموار و زشت . ( 4 ) . يعنى : آن قدر ما زياد هستيم كه عكس ما در آب اين‌گونه مىنماياند : آب وجود ندارد بلكه آب عكس نشسته ما را منعكس مىنمايد و ما هستيم كه غرق در آب خوردن و سيراب شدنيم .